تبليغاتX
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...

که هیچ كس مانند ـ خـــودم نمي تواند از براي ـ من باشد./


او رفت ، چون مي خواست

و باز نگاه

از كنار ـ بانك رد مي شوم

مكث مي كنم

نگاهم به صندلي مي افتد كه دو ماه ـ‌ پيش آن جا نشسته بودم

او هم نشسته بود

پوتين هاي ـ خردلي اش را پوشيده بود

هيچ وقت ـ خدا بندهايش را نمي بست

مثل ـ هميشه پايش را تكان مي داد

مي گفت سندرم است..از دو سالگي با اوست

همان جا بود كه شرط بستيم

شرط بستيم كه اگر كمك كنم سندرمش را از بين ببرد ،‌ هر چه خواستم دو دستي تقديمم كند

 

او نخواست

ولـــــــــــي    من خواستم

خواستم كه به خودم كمك كنم

خواستم كه اين تجربه ي دو ماهه ، دو سال مرا به جلو بيندازد

خواستم كه باشم

خواستم كه اگر نشد دو نفري اين جاده را به انتها برسانيم ، خودم يك تنه تا نيمه ي راه بروم

كه روزي به خودم نگويم چرا رفيق ـ نيمه راه ـ خودت بودي؟
خواستم به اين راحتي فراموش نكنم

به اين راحتي نگذرم

در حالي كه اووووووو گذشت

چون نمي خواست

من ماندم          من مثل ـ يك مرد در جاده ماندم            تنها،ولي باز ماندم

او رفـت       

او توانايي ـ تحمل ـ اين راه ـ پر پيچ و خم را نداشت

ضعيف تر  از آني بود كه فكرش را مي كردم

هـ مــــــــــــ ـان  بـ هـ تـ ر  كه  رفت

و حال من ديگر در اين جاده نمي مانم

آن چيزي كه بايد مي فهميدم ، فهميدم

./من سهم ـ خود را با آغوش ـ‌ باز گرفتم


*ـ‌ مي گويم جايي براي ـ نفــــــــــــــس كــــــــــــشـيدن سراغ نداري؟

مي گويد: اگر يافتي ، من را هم بي خبر مگذار

مي گويم جايي براي ـ فرياد چه؟

مي گويد:مي خواهي چه كار؟؟فرياد بزني؟؟كه چه شود؟

راست مي گفت مني كه جرات فرياد زدن ندارم ، همان بهتر كه سكوت كنم

*ـ‌ اگر مي خواهي از خودت دفــــــــــــــــاع كني ، الان وقتش است

به هم بگرد

 


جمعه پانزدهم آبان 1388  توسط ...  |

 


سخت است قربانی ـ کج اندیشی و کج فهمی ـ خلق شدن!!!

............................

در امتداد ایـن فضـای خالـی
بـــــــاز هم رفتن! خستگی را معنایی نیست
همه جا پر از مـه ، تـرس در حال جنگ
مسیر انتخاب شده

سیـاهی همـه جا را احاطه کرد
میدانستم این نمیتواند ابدی باشد
میدانستم که بودن و نبودن من را تفاوتی نیست
باز هم رویـایی خـرد شـده
جنگل آرزوها... امـید من از آن تـو


 

 

سمفوني ـ تلخ ـ باكره گي!!(به يـــــــاد ـ بهــــــــــــار)
سمفوني تلخ باكره گي!(بهار)
هم سطر ، هم خيال
كافه پيانو(فرهاد جعفري)
شاتوت خانومي...
!...!
نيمه ي پنهان(شكيبا)
اعتراف هاي يك شازده
عادت مي كنيم
من آزادم
كاش مي افتادم!!!
حرف هايي براي نگفتن(وحيد)
گفتگوهاي من با خودم(شهاب)
دختري با كفش هاي قرمز
اهل دل(سيد مجيب)
به دنبال دل(؟)
اصلا به تو چه؟!(شبنم)
emo-girl
خنده ي صورتي
پياده با خدا
ĐłαяҰ Ø∫ றэŀДחςήŏĿįČ
من و همسرم عاشقانه...
من ديگه مشروط نمي شم!!(محسن)
نيك گفتار
دور از خانه
افاضات
من و خودم
ye 2khtar 20 sale
تا بینهایت دور(بهنامترین)
گاه نوشته هاي يك ميلاد
filter
جايي پشت لبخند هااا
dr sorosh
من و ام اس(ويولت )
روزمرگی(آست)
مامهر
بستني داغ(اميد)
yahoo
اين جا همين جاست!
روسپی
filter1
غريب نامه
گيلاس خانومي هستند!
حرفهاي ـ من با خودم!
غورهاي ـ زن پدر 19 ساله
كيومرث

 

 

 

 

RSS 2.0