|
تمام ـلحظات به اين فكر مي كني كه چي شد؟؟
چي شد كه همه چي يهو به هم ريخت؟؟ هــــــــــزار تا علامت ـ سوال تو ذهنت و تو نمي دوني چه جوابي بهشون بدي
روز و شبت مي شه كنار ـ هم گذاشتن ـ تيكه هاي ـ پازل
تيكه هاي ـ پازلي كه قرار بود يه روز كامل بشن
امــــــــــــــــــــا ناقص موند
اي كاش ناقص مي موند
بدبختي اين جاست كه پازل ـ ناقص هم كامل نمي شه
من از اون اول بدون ـ اين كه متوجه بشم تيكه هاي پازل و اشتباه درست كردم
*ـ كاش مي تونستم دست و پام ببندم و براي ـ يك عمر برم تو ترك
*ـ خيال مي كردم گورت را گم كرده اي؟؟؟
مدتي بود كه به پر و بالم نمي پيچيدي..بايد حدس مي زدم ، منتظر ـ سوژی جدید بودی
هر غلطی که می خواهی بکن
*ـ می گوید راه ـ دوم را انتخاب كن...گيجم نكن...بگذار ببينم چه خاكي مي خواهم بر سرم بريزم
|