تبليغاتX
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...

که هیچ كس مانند ـ خـــودم نمي تواند از براي ـ من باشد./


خــــــــــــــــزئبلات

این روزها ،‌ اين قدر حرف ـ نااميد كننده زدم كه البته از نظر ـ‌ من هيچم نااميد كننده نبود و نخواهد بود ولـــــــــــــي همه صداشون در اومد

در حال ـ‌ حاضر يه عده جان بر كف از جمله مامان ،‌ فرزانه ،‌ فرشته و... بالاي سر ـ من با بيل و كلنگ وايستادن تــــــــــــــــا زندگيو به من ،شايدم منو به زندگي برگردونن

خوب سخت بود ، خيلي هم سخت بود

حتي به مخيلاتم هم خطور نمي كرد كه بتونم بجنگم ، شايدم نجنگم و كنار بيام

راستش من اصلا آمادگي ـ به زمين گذاشتن ـ اين بار و نداشتم

بـــــــــــــــــا اين كه مي دونستم بالاخره بايد بزارمش ولي نه به اين زودي

آخه يكي نيست به من بگه الاغ ،‌ تو كه ميدونستي نمي توني از پسش بر بياي چرا برداشتيش؟؟؟؟

تجربه بود..يه نجربه ي تلخ و جبران ناپذير

من بخشي از آيندمو به فــ ا ك دادم( خودتم خوب مي دوني كه از دست دادم . پس براي ـ من فلسفه نچين كه آي نه كه از دست ندادي  ،‌ بلكه به دست هم آوردي

ولي مهم نيست

من همينم

آخرشم آدم نمي شم..بازم مي رم سمت ـ‌ اين تجربيات ـ‌ تلخ

بخشي از زندگي ـ من شده خاطره...خاطراتي كه به گفته ي روانشناسان و روانپزشكان ـ در حال ـ‌ تحصيل در رشته ي اقتصاد و حقوق بايد به تلخي تبديل بشه

اومدم بگم ،‌ با تمام ـ‌ اين دردها و باز هم به نظر ـ‌ همون فلاسفه و رونشناسان ِ‌ در حال ـ‌ ... اين دردها ، درد ـ‌ بي دردي است..كه از نظرـ‌ من از هر دردي ، دردناكتر ـ

....تونستم بخشي از خودمو نجات بدم و باز هم با كمك ـ‌ همين جان به كف هـــــــــــا كه از هر روانپزشك و كوفت و زهر ـ مار بهترن

تونستم رها كنم و جا داره اين جا خوشحال باشم از اين كه بالاخره اين كتابها يه جايي به دردم خورد

و تشكر كنم از كسي كه كتاب ـ‌ جنگجوي ـ‌ صلحجو رو به من هديه كرد

هديه اي كه هيچ وقت نه تنها فراموش بلكه خاموش هم نمي شه

.با اين كه بخشي از زندگيم رفت ولي اميدوارم با اين رفتن ، زودتر يه اون چيزي كه مي خوام برسم

/.پــــــــــــــــايان


پنجشنبه هفتم آبان 1388  توسط ...  |

 


سخت است قربانی ـ کج اندیشی و کج فهمی ـ خلق شدن!!!

............................

در امتداد ایـن فضـای خالـی
بـــــــاز هم رفتن! خستگی را معنایی نیست
همه جا پر از مـه ، تـرس در حال جنگ
مسیر انتخاب شده

سیـاهی همـه جا را احاطه کرد
میدانستم این نمیتواند ابدی باشد
میدانستم که بودن و نبودن من را تفاوتی نیست
باز هم رویـایی خـرد شـده
جنگل آرزوها... امـید من از آن تـو


 

 

سمفوني ـ تلخ ـ باكره گي!!(به يـــــــاد ـ بهــــــــــــار)
سمفوني تلخ باكره گي!(بهار)
هم سطر ، هم خيال
كافه پيانو(فرهاد جعفري)
شاتوت خانومي...
!...!
نيمه ي پنهان(شكيبا)
اعتراف هاي يك شازده
عادت مي كنيم
من آزادم
كاش مي افتادم!!!
حرف هايي براي نگفتن(وحيد)
گفتگوهاي من با خودم(شهاب)
دختري با كفش هاي قرمز
اهل دل(سيد مجيب)
به دنبال دل(؟)
اصلا به تو چه؟!(شبنم)
emo-girl
خنده ي صورتي
پياده با خدا
ĐłαяҰ Ø∫ றэŀДחςήŏĿįČ
من و همسرم عاشقانه...
من ديگه مشروط نمي شم!!(محسن)
نيك گفتار
دور از خانه
افاضات
من و خودم
ye 2khtar 20 sale
تا بینهایت دور(بهنامترین)
گاه نوشته هاي يك ميلاد
filter
جايي پشت لبخند هااا
dr sorosh
من و ام اس(ويولت )
روزمرگی(آست)
مامهر
بستني داغ(اميد)
yahoo
اين جا همين جاست!
روسپی
filter1
غريب نامه
گيلاس خانومي هستند!
حرفهاي ـ من با خودم!
غورهاي ـ زن پدر 19 ساله
كيومرث

 

 

 

 

RSS 2.0