|
اگه فک کردی با این کارا فراموش می شی ، سخت در اشتباهي
...يه راه ـ ديگه رو انتخاب كن
از من قول می خواهد
می گوید همین یک بار را به حرفهایم گوش بده
...اگر پشیمانی در کار بود
همه چيز را به دست ـ فراموشي بسپار
همه ي ـ اين گذشته ي نه چندان دور را
اين قدر فـــــــــــكر نكن به اتفاقات
ازم خواست ديگه مثل ـ اين بزدلا نرم سمت ـ سيگــــــــــار
سيگاري كه اين روها همدم ـ تنـــــــــــــــهاييم بود
سر ـ هيچ و پوچ خودت را از بين مي بري
ـ هدفم همين است
بايد ـ بايد رنج بكشــــــــــــــــم تـــــــــــــــــــا كمي به آدميت نزديك شوم
.تا يادم بماند خريت كردم ، كه خواستم متفاوت باشم
.كه خواستم اين دفعه با دفعات ـ قبل متفاوت باشد
قــــــــــــــول مي دهم كه سعي كنم همه چيز را خاموش كنم ولي فراموشي؟؟گمان نمي كنم به اين راحتي ها خلاصي داشته باشد
.من قبول كرده ام كه زندگي بدون ـ درد بي معناست...شايد هم بي ارزش لغت ـ بهتري باشد
!در هر حال كمي نياز هست كه زمان خودش بعضي مسائل را حل كند
!و من فقط بايد صــــــــــــــبور باشم ، همــــــــــــــــين
|