|
...ولي ، حال كه به آن دعوت شده ام
من اين بازي و تا آخرش مي رم
حتي اگه آيندم به خطر بيفته
حتي اگه چند سال ـ ديگه تف كنم تو صورت ـ خودمو بگم خـــــــاك بر سرت ، سر ـ هيچ و پوچ ريـــــ دي
!!!تو اين زندگي ـ تخميت
بـــــــــــــــــــــه درك
مهم نيست آخر ـ آخرش چي مي شه
مهم اينه كه من پيش ـ خودم آرومم
ـ مامان داره كم كم نگران مي شه...مي خواد به روز بفرستتم دانشگاه:دي*
اونم چي؟؟؟
خبـــــــــــــــــرنگاري
ـ تو رو خدا بيا يه سر به اين روانپزشكا بزنيم*
ـ مگه من ديوانم
...ـ اذيت نكن
ـمامان ـ عزيزم ، من خودم بايد مشكلمو حل كنم ، هيچ خريم نمي تونه كمكم كنه
من اين راه و انتخاب كردم و بايد تا تهش برم
ـ اگه بدوني چه قدر عجيب ـ اين روزا*
پياده قدم زدن...اونم آخر ـ شب...اونم كنار ـ باغ ـ ملك آباد
بدون ـ اين كه متوجه آدماي ـ اطرافت بشي و به تخمتم حساب نكني چي دارن راجع بهت مي گن
ســ يـ گـ ا ر تو درمياري و شروع به دود كردن ـ اون و زندگيت مي كني
بعدشم به اين فكر مي كني آخرش همون مي شه كه مي خواي يا نه؟؟؟؟
|