به زور از حلقوم من می کشی و در دهان دیگری می گذاری...
چه می گویم؟!! کاش در دهان دیگری می گذاشتی.
از او نیز دریغ می کنی!!!
*ـ واسه ی یه مدت می رم جایی که بشه نفس کشید! این جا فضا سنگین ِ...
سه شنبه شانزدهم تیر 1388 توسط ... |
سخت است قربانی ـ کج اندیشی و کج فهمی ـ خلق شدن!!!
............................
در امتداد ایـن فضـای خالـی بـــــــاز هم رفتن! خستگی را معنایی نیست همه جا پر از مـه ، تـرس در حال جنگ مسیر انتخاب شده
سیـاهی همـه جا را احاطه کرد میدانستم این نمیتواند ابدی باشد میدانستم که بودن و نبودن من را تفاوتی نیست باز هم رویـایی خـرد شـده جنگل آرزوها... امـید من از آن تـو