|
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجاآمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
سلامممممممممممممممممممممم به همه ی کسایی که این مدت لطف داشتن و سر زدن
و اما این مدت...
این چند وقتی که وقت نکردم یه سرکی به این جا بزنم اتفاقای خوبی پیش اومد.
یکیش آشنایی من با کتابی به نام استاد عشق و ...
اول از همه این که به همه توصیه می کنم این کتاب و بخونن بالاخص الهام عزیزم.
هر چی از این کتاب بگم کم گفتم.بعد از خوندنش فهمیدم پایه و اساس شکلگیری دانشگاه و دانشجو و درس ...
همه و همش جناب پروفسور حسابی بودن.
خوبه که ما به عنوان یه شهروند ایرانی همچین کسایی و بشناسیم و بعد نگاهی به جایگاه خودمون بندازیم...
روحش شاد باد...
پ ن:
خدا یا تشنهام کن. نه تشنه آب، که چو سیراب شدم از یادش میبرم. تشنهام کن، تشنه شناختن و فهمیدن. تشنه شناختن و فهمیدن عاشورا و کربلا.
کربلایی که مردانِ مردی ندای "هل من ناصر ینصرنی" امام زمانشان را شنیدند و آن را لبیک گفتند و گرچه کم بودند، در آن سرزمین پر بلا عاشورا ساختند و جاودانه شدند.
عاشورایی که پس از آن سالها، هنوز شور است و عشق و شعور ... و شرارههایی که تا "یوم الورود" (1) سرد نخواهد شد.
خدایا بفهمان به من ندای "هل من ناصر" ولی زمانم را تا شرمنده عاشورا و عاشورائیان نباشم.
خدایا زبانم را به لبیک گفتن ندای مردان عاشورا بچرخان تا در روز جزا، زبانم در کام نماند.
خدایا کربلا و عاشورایم را نشانم ده که برای هرکسی عاشورا و کربلایست و اگر نشناسم کربلا و عاشورای زمان خویش را، یا از اهل کوفهام و در مقابل مردان عاشورا و یا از غافلان پشیمان بعد از عاشورا که پشیمانیشان ذرهای ارزش نداشت!
خدایا دلم را، فکرم را، عملم را، نگاهم را، راهم را، آیندهام را و مرگم را عاشورایی کن، که نیست راه نجاتی جز آن. آمین یا رب العالمین 
دکتر شریعتی
|