در هوایت بیقرارم روز و شبروز و شب را همچو خود مجنون کنمجان و دل از عاشقان میخواستندتا نیابم آن چه در مغز منستتا که عشقت مطربی آغاز کردمیزنی تو زخمه و بر میرودساقیی کردی بشر را چل صبوحای مهار عاشقان در دست تومیکشم مستانه بارت بیخبرتا بنگشایی به قندت روزهامچون ز خوان فضل روزه بشکنمجان روز و جان شب ای جان توتا به سالی نیستم موقوف عیدزان شبی که وعده کردی روز بعدبس که کشت مهر جانم تشنه است
سر ز پایت برندارم روز و شبروز و شب را کی گذارم روز و شبجان و دل را میسپارم روز و شبیک زمانی سر نخارم روز و شبگاه چنگم گاه تارم روز و شبتا به گردون زیر و زارم روز و شبزان خمیر اندر خمارم روز و شبدر میان این قطارم روز و شبهمچو اشتر زیر بارم روز و شبتا قیامت روزه دارم روز و شبعید باشد روزگارم روز و شبانتظارم انتظارم روز و شببا مه تو عیدوارم روز و شبروز و شب را میشمارم روز و شبز ابر دیده اشکبارم روز و شب
مولانا پیوست:والا من موندم اصل این مصرع چیه؟
زان شبی که وعده کردی روز وصل یا بعد
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط ... |
خدا را ای نصیحت گو حدیث ار مطرب و می گو که نقشی در خیال ما از این خوش تر نمی گیرد
به علت مشغله های کاری تا یه مدت آپ نمی کنم.
از دوستانی که این مدت بهم سر زدن کمال تشکرو دارم
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط ... |
ساقیا آمدن عید مبارک بادت آن مواعید که کردی مرواد از یادت
این عید عزیز و به تمام دوستان عزیزم مخصوصا دوستان مشهدی(از جمله خودم)
تبریک عرض می کنم.
پنجشنبه یکم آذر 1386 توسط ... |
سخت است قربانی ـ کج اندیشی و کج فهمی ـ خلق شدن!!!
............................
در امتداد ایـن فضـای خالـی بـــــــاز هم رفتن! خستگی را معنایی نیست همه جا پر از مـه ، تـرس در حال جنگ مسیر انتخاب شده
سیـاهی همـه جا را احاطه کرد میدانستم این نمیتواند ابدی باشد میدانستم که بودن و نبودن من را تفاوتی نیست باز هم رویـایی خـرد شـده جنگل آرزوها... امـید من از آن تـو