تبليغاتX
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...
تقدیم به خــــــــــــــــــودم...

که هیچ كس مانند ـ خـــودم نمي تواند از براي ـ من باشد./


تصميم بزرگ

همين الان تو وبلاگ ويولت يه مطلب خوندم كه خيلي تكون دهنده بود

شما هم حتما يه سر به وبلاگش بزنين

تصميم گرفتم برم خون بدم(تا حالا خون ندادم)

مثل...مي ترسم

 


شنبه سی و یکم شهریور 1386  توسط ...  |

 

پا گنده

 

آقا سايز 43 از اين كفشو دارين؟

بله

مي تونم ببينم؟

خواهش مي كنم.

سحر نظرت چيه؟خوبه؟

بد نيست،فقط يه نمور خشكه.

خانم اگه خودشون هستن بگين بيان پاشون كنن!!!!

خودشون؟؟؟؟

يه نگاه تعجب آميز به بيرون مغازه انداختم(2 تا پسر جيگر اونجا بودن)

(طرف فك كرده واسه ي bfام مي خوام)

سحر:خودشون اين جان(منو مي گه)

بيچاره مغازه داره گيج شده بود.

وقتي دوزاريش افتاد تا 2 دقيقه مبهوت مونده بود طفلی

نتيجه اخلاقي=قبل از اين كه بخوام كفش انتخاب كنم به طرف بگم واسه ي خودم مي خوام

البته بايد بگم بالاخره كفش خريدم ولي با 1000 مكافات


جمعه سی ام شهریور 1386  توسط ...  |

 

قطعه شعر

امروز به اين قطعه شعر برخورد كردم به نظرم جالب اومد گفتم بزارمش تو وبلاگ همه فيض ببرن

 

كوه پرسيد ز رود،

زير اين سقف كبود

راز ماندن در چيست؟  گفت:در رفتن من

كوه پرسيد:و من؟       گفت:در ماندن تو

بلبلي گفت:ومن؟

خنده اي كرد و گفت:   در غزلخواني تو

آه از آن آبادي

كه در آن كوه رود،

رود،مرداب شود،

و در آن بلبل سر گشته سرش را به گريبان ببرد،

و نخواند ديگر،

من وتو،بلبل و كوه و روديم

راز ماندن جز،

در خواندن من،ماندن تو،رفتن ياران سفر كرده يمان نيست،بدان!

 


چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386  توسط ...  |

 

ماه عسل

نمي دونم برنامه ي ماه عسل و نگاه مي كنين يا نه؟

مهمون امروزشون كه خيلي باحال بود.

خانومي بود حدودا 70 ساله كه اهل فلورانس بودن.

و 45 سال پيش بهمراه همسرشون به ايران اومده بودند.

همون 45 سال پيش هم به دين اسلام روي آوردن.

راجع به اسلام طوري حرف مي زد كه انگار...

صداش طنين عجيبي داشت.

طوري از فاطمه و علي حرف مي زد انگار يه عمر باهاشون زندگي كرده.

صداقت در تمام وجودش موج مي زد.

از كسي شكايت ندارم،راضيم،خدايا خيلي بهت مديونم.

به خاطر خدا اين كار و مي كنم

به خاطر خدا اون كار و مي كنم

به خاطر خدا...

به خاطر خدا...

همه ي حرفاش تو همين چند جمله خلاصه مي شد.

بايد بگم يكي از زيباترين برنامه هايي بود كه تا الان ديده بودم.

نمي ونم !

ولي احساس كردم خدا رو با تمام وجود حس كردم.

لحظه ي فوق العاده اي بود واسه ي چند لحظه آرامش و تجربه كردم.

خيلي لذت بخش بود.

 


سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386  توسط ...  |

 

ويولت

به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام ****دل تو را مي طلبد ديده تو را مي جويد

 

  

داشتم در مورد ويولت با مامانم صحبت مي كردم.

اخه من هر روز آمارشو به مامانم مي دم.

مي گفتم اره مامانم وبلاگش دامن گيره.

نمي تونم ازش دل بكنم.

ويولت و مي گم.

از طرفي هم مي خوام ازش دل بكنم.

مامانم با تعجب بهم گفت:وا خوب چرا؟

گفتم خودمم نمي دونم.

شايد اين طوري كم تر فكرم مشغول بشه.

مامانم تندي دوزاريش افتاد منظورم چيه.

بهم گفت ببين سوسن ويولت جلوه اي از زيبايي هاي خداوند.

جسمش خيلي مهم نيست.

اون چيزي كه بايد براي تو مهم باشه روحشه.

تا ديروز خيلي دوست داشتم از نزديك ببينمش يا حتي تلفني باهاش صحبت كنم.

ولي الان اهدافم تغيير كرده،درسته كه هنوزم دوست دارم باهاش رابطه ي خيلي نزديك برقرار كنم، ولي هدف اصلي نيست.

هدف اصليه،جدا اصليه.

من دنبال آرامشم،و اون آرامشو در ويولت ديدم.

فكر مي كردم اگه با ويولت از نزديك ارتباط برقرار كنم زودتر به اون چيزي كه مي خوام مي رسم.

ولي اشتباه مي كردم.


دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386  توسط ...  |

 


سخت است قربانی ـ کج اندیشی و کج فهمی ـ خلق شدن!!!

............................

در امتداد ایـن فضـای خالـی
بـــــــاز هم رفتن! خستگی را معنایی نیست
همه جا پر از مـه ، تـرس در حال جنگ
مسیر انتخاب شده

سیـاهی همـه جا را احاطه کرد
میدانستم این نمیتواند ابدی باشد
میدانستم که بودن و نبودن من را تفاوتی نیست
باز هم رویـایی خـرد شـده
جنگل آرزوها... امـید من از آن تـو


 

 

سمفوني ـ تلخ ـ باكره گي!!(به يـــــــاد ـ بهــــــــــــار)
سمفوني تلخ باكره گي!(بهار)
هم سطر ، هم خيال
كافه پيانو(فرهاد جعفري)
شاتوت خانومي...
!...!
نيمه ي پنهان(شكيبا)
اعتراف هاي يك شازده
عادت مي كنيم
من آزادم
كاش مي افتادم!!!
حرف هايي براي نگفتن(وحيد)
گفتگوهاي من با خودم(شهاب)
دختري با كفش هاي قرمز
اهل دل(سيد مجيب)
به دنبال دل(؟)
اصلا به تو چه؟!(شبنم)
emo-girl
خنده ي صورتي
پياده با خدا
ĐłαяҰ Ø∫ றэŀДחςήŏĿįČ
من و همسرم عاشقانه...
من ديگه مشروط نمي شم!!(محسن)
نيك گفتار
دور از خانه
افاضات
من و خودم
ye 2khtar 20 sale
تا بینهایت دور(بهنامترین)
گاه نوشته هاي يك ميلاد
filter
جايي پشت لبخند هااا
dr sorosh
من و ام اس(ويولت )
روزمرگی(آست)
مامهر
بستني داغ(اميد)
yahoo
اين جا همين جاست!
روسپی
filter1
غريب نامه
گيلاس خانومي هستند!
حرفهاي ـ من با خودم!
غورهاي ـ زن پدر 19 ساله
كيومرث

 

 

 

 

RSS 2.0